تبليغاتX
گروه کوهنوردی مرجان
کوهنوردی سنگنوردی تازه ها اخبار

 

البته شاین ذکر این برنامه با گروه کوهنوردی باشگاه شیر کوه یزد برگزار شد جای شما سبز خوش گذشت .!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:50  توسط مرجان | 
البته اینا از زبون خودشه ها بدون سانسور :

صبح وقتی چشمو باز کردم دیدم ساعت ۳۰ :۸ دقیقه است هنوز گیج بودم یهو به خودم اومدم دیدم که وا دیرم شد قرار بود ساعت ۳۰ : ۸ در قرنتینه بسته شه خلاصه فقط مسواک زدیم با موهای پریشون لباس معمولی رفتیم دیدم وا هیچ کس نیست مسئول ثبت نام گفتم بیا حالا دیدی چی شد جا موندی یکی از بچه ها رو دیدم بهش گفتم بره مسئول ثبت نام رو صدا بزنه ولش کن بگذریم بریم سر اصل مطلب . . .

آقا نوبت صعود ما شد رفتیم ۴۰ ثانیه مسیر رو خوندم شروع کردم به تراورس بعد رفتم بالا پانل پنجم بودم رسیدم به کراکس مسیر تقریبا" یدونه اسلینگ رو رد داده بودم که خدا روز بد نده جامپ اومدم امتیاز مثبت گیره رو گرفتم وقتی به خودم اومدم که دیدم روی تشک کف سالون پهن شدم چشمام داشت یکم سیاهی می رفت به خطر شکی ناشی ازپاندولی

آقا جلو ۱۰ تا تماشا چی که بود به رو خودم نیوردم بلند شدم دیدم انگشت سریع ورم کرد شروع کرد به تیر کشیدن دیدم ای داد بی داد داره ضعفم می زنه خلاصه رفتم ژیش یکی از بچه گفتم که داره درد می کنه از این مسکن های روش زد ما رفتیم برای مرحله بعد دیگه خلاصه سرتون به درد نیارم کس نخارد ژشتم من جز ناخون انگشت من این بود که ترک ورداشت اونم از نوع طولی 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:34  توسط مرجان | 

نتایج

۱. مهدی لکزایی

۲. اردلان اولی نژاد بندری                                           

۳. اسحاق پرطرق

خانمه ها :

۱. سنجیده

۲. لکزایی فرد

۳. مشترکن : پرطرق . علیمرادی

البته عکس بالا دست یکی از بچه هاست نترسین قطع نشده فقط انگشتش ترک ورداشته قرار قعطش کنن ( چهارم شده )

براش دعا کنین تا زودتر دستش خوب بشه برگرده سر تمرین

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 0:13  توسط مرجان | 

گفتیم شاید جالب باشه بعد از چند روز هم وبلاگ خبر تازه داشته باشه

هم یه تنوع بشه !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:6  توسط مرجان | 
مرجان خوب یک شب جمعه دیگر

سرکردن بی تو

مرجان دوباره چهارشنبه

 وتو

در ذهنم جاری و قلبم غمگین

 اما خوشحال ازحضور تو در ذهن - در قلب

روحت شاد  

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 2:21  توسط مرجان | 
                                                                                                                           

 زمانیکه از آپا شرپا سوال شد به چه دلیل برای صعود به اورست تلاش می کند؟                                 برای پول یا حفظ رکوردش در صعود به اورست؟
او پاسخ داد: وظیفه من برقراری ارتباط مابین مشتریان و کارکنان محلی است
آپا شرپا در شانزدهمین صعودش یه اورست سردار تیم آمریکایی ای تی ال بود
او میگوید: من باید از سلامتی افراد در صعود مطمئن بوده ضمن آنکه به آنها کمک کنم به قله برسند. در این میان دوست دارم رکورد صعودم را هم حفظ نمایم
او همچنین مایل است با حفظ شغلش مدتها سلامت زندگی کند، گرچه خانواده اش با این امر مخالفند. آنها از او خواسته اند کوهنوردی را کنار بگذارد
زمانیکه در سال 2003 او برای سیزدهمین بار قله را صعود کرد اعلام نمود خود را بازنشست خواهد کرد اما با فرارسیدن فصل جدید او خیلی سریع قولش را فراموش کرد
در واقع از بهار 1990 که آپا برای نخستین بار به همراه راب هال نیوزلندی به اورست رفت هرسال توانست قله اورست را فتح نماید

به همسرم چیزی نگوئید
خانواده آپا نمی خواهند هیچ چیزی در مورد بام دنیا بشنوند. او با صعودهایش از محبت به خانواده امتناع می کند. این نکته ای است که آپا از بیانش طفره می رود
او می گوید: خوانواده ام هیچ نظری در مورد کوهنوردی من ندارند و همسرم پس از رکورد شکنی هایم صعودهایم را تعقیب می کند
اینها حرفهایی بود که او تا امروز در مورد صعودهایش به اورست می زد اما او برای فصل دوهزار و هفت در حال طرح نقشه است تا بتواند بدون مشکل خانوادگی باز به اورست برودآپا در مورد سن و سالش چندان مطمئن نیست اما حدس میزند متولد سال هزار و نهصد و شصت باشد. او متولد روستای تامی در دامنه اورست است. زمانیکه بسیار جوان بود کوهنوردی را با باربری در دامنه ها آغاز کرد . او نخستین بار در 1990 به قله رسید و در 16 می 2006 برای شانزدهمین با صعودش به بام دنیا را تکرار کرد
در بهار 2006 زمانیکه در آبشار یخی برجی سقوط کرد سه شرپا جانشان را از دست دادند که دونفر از آنها از اعضای تین آپا بودند.آنها لاکپا چیری و داوا تمبا بودند. همینطور آنگ پینجو از دوستان آپا که در خدمت تیم آی ام جی بود هم کشته شد. آپا خبر این حادثه را به پائین مخابره کرد. او از نظر روحی صدمه شدیدی دیده بود اما خودش را بازیافت و در شانزده می توانست تعداد صعودهایش را ارتقا دهد. اینک او به هفدهمین صعودش در بهار سال دو هزار و هفت می اندیشد . 
 
برداشت از وبلاگ کوه قاف ( رضا زارعی ) 

                                                    

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:43  توسط مرجان |